حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
693
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
از آن پس بطب پرداخت و هفده ساله بود كه در اين فن سرآمد دوران شد و چون كار سامانيان بياشفت از بخارا بدربار خوارزمشاه على بن مأمون رفت ، و از آنجا به نيشابور و ابيورد و طوس سفر كرد و در طبرستان بصحبت قابوس وشمگير شد از آن پس برى و قزوين و همدان رفت و وزارت شمس الدوله بويهى كرد ، اما سپاه بر او بشوريد و ناچار متوارى شد ، آنگاه بمداواى امير بويهى بازگشت و از نو وزارت يافت و ببود تا امير بمرد . خلف وى تاج الدوله بود كه وزارت به ابن سينا نداد و او باصفهان رفت و علاء الدوله امير آنجا مقدمش را گرامى داشت و دانشنامه علائى را به فارسى بنام او نوشت . ابن سينا در منطق و فلسفه و طب سرآمد بود . در منطق كه ديباچهء فلسفه است و نيز در فلسفه تأليفات داشت و در اين زمينه مايه از ارسطو گرفت ، الهيات ارسطو را توضيح داد و از طبيعيات سخن كرد و ميكوشيد تا فلسفه را با عقايد اهل سنت توافق دهد ، درباره عقل آراى خاص داشت ، در رساله " حى بن يقظان " نشان ميدهد كه عقل رهبر نفوس انسانى است و عقل فعال كه آخرين عقول فلكى است در عقل انسان مؤثر است . ابن سينا بگفتهء ابن خلكان به هوش و دانش و كثرت تأليف نادرهء دوران بود ، شفا و نجات و اشارات را در فلسفه و قانون را در طب نوشت با تأليفات ديگر مفصل يا مختصر كه شمار آن نزديك به صد بود . طب در اين دوران طب پيشرفتى كرده بود و طبيبان ماهر بسيار بودند از جمله يحيى بن ماسويه متوفى بسال 242 كه در ايام متوكل بود و بختيشوع كه رشيد و امين و مأمون را نيز خدمت كرده بود و خليفگان و اميران به دو اعتماد داشتند و در آن روزگار كه كس را بحرم خود راه نميدادند علاج زن و فرزند را به دو ميگذاشتند ، اما بسال 244 متوكل بدلائل واهى با او خشمگين شد و مال فراوانى را كه بروزگاران فراهم كرده بود بگرفت و او را ببحرين تبعيد كرد . از جمله تأليفات بختيشوع كتاب " علاج العين " و " كتاب الاسنان و اللثه " بود .